ميرزا محمد حيدر دوغلات
506
تاريخ رشيدى ( فارسي )
در اين محل به قصد انتقام اعدا متوجه بودم و در اين امر آمدن برادر سوء تعبيرى بر عدو دارد ، به حمد اللّه تعالى كه آنچه متمنا بود بى از زياده اجتهادى به ميامن خلوص عقيده كه در جانبين مستقر است ميسر شد . اكنون اين آمدن برادر ابتداى فتح و ظفر است و چون فتح و ظفر ، هر دو برادر همعنان شده متوجه اندجان شدند . چون به ارپه يازى رسيدند شكار خرگوره 572 كردند از گوره و گوزن و غيره آنقدر نصيب عسكر دولت اثر شد كه به فواضل لحوم آن ، سبوع صحرايى و طيور هوايى بر يك ديگر طوى 573 هاى كشيدند و از آن هيچ كدام با يك ديگر نزاع نكردند . بيت : اديم گوزنان سرين تا بسر * ز پيكان زرين شده كان زر « 1 » كمان شهنشه كمين ساخته * شكارى هر تيرى انداخته بعد از فراغ از شكار در جاى نزهت كه طراوت آن رونق لطافت ارم را و آب و هواى آن طيور جنت را در پرواز آورده جشنى در غايت لطافت آراستند . باباجاق سلطان و ايمن خواجه سلطان دو برادر در ملازمت خان جمع شده مجلسى در غايت ابهت منعقد گشت . نظم : يكى جشن فرخنده آراستند * مى و رود و رامشگران خواستند فروزنده جشنى كه خورشيد و ماه * به نظاره شد اندران جشنگاه « 2 » چون مجلس به آخر رسيد باباجاق سلطان به توسط عمّم به عرض خان رسانيد كه چون به تقصير بىادبى در اول بهار بنده مقصر بودم به آن واسطه دولت ملازمت كه سالها جويان و هواخواهان آن بودم ميسر نشد . بعد ما كه آن فرصت فايت شد لايق ادب آن ديدم كه در همان تختگاه دولتپناه كه ياركند است به ملازمت برسم ديده به خاك درگاه مكتحل گردانم . چون به حدود كاشغر رسيدم خبر توجه مبارك شنودم بالفور به قدم مسارعت رسيدم و مهم لشكر نساخته و تهيه اسباب لشكرى را
--> ( 1 ) . نگ : - بيت اديم . . . زر . ( 2 ) . نگ : - نظم يكى جشن . . . جشنگاه .